نوروز ۹۵

سلامی چو بوی خوش آشنایی

عزیزانم!

آغاز سال ۱۳۹۵ را به شما شاد باش می گویم و در ۳۶۵ روز در پیش رو بهترین‌ها را برایتان خواهانم.

ما برای امسال عنوان «آموزش بدون مرز» را انتخاب کرده ایم، اسم امسال شما چیست؟

عنوان به ما کمک می کند تا ماموریت فعالیت‌ها را بهتر و روشن تر درک کنیم.

می دانم سرتان شلوع است، من هم بنا نداریم شلوغ‌تر کنم.

با غزلی از حضرت مولانا حرفم را به اتمام می رسانم.

با احترام
مجید سیف ‏العلمایی

مولوی » دیوان شمس » غزلیات
غزل شمارهٔ ۶۳۲

عید آمد و عید آمد وان بخت سعید آمد
برگیر و دهل می‌زن کان ماه پدید آمد
عید آمد ای مجنون غلغل شنو از گردون
کان معتمد سدره از عرش مجید آمد
عید آمد ره جویان رقصان و غزل گویان
کان قیصر مه رویان زان قصر مشید آمد
صد معدن دانایی مجنون شد و سودایی
کان خوبی و زیبایی بی‌مثل و ندید آمد
زان قدرت پیوستش داوود نبی مستش
تا موم کند دستش گر سنگ و حدید آمد
عید آمد و ما بی‌او عیدیم بیا تا ما
بر عید زنیم این دم کان خوان و ثرید آمد
زو زهر شکر گردد زو ابر قمر گردد
زو تازه و تر گردد هر جا که قدید آمد
برخیز به میدان رو در حلقه رندان رو
رو جانب مهمان رو کز راه بعید آمد
غم‌هاش همه شادی بندش همه آزادی
یک دانه بدو دادی صد باغ مزید آمد
من بنده آن شرقم در نعمت آن غرقم
جز نعمت پاک او منحوس و پلید آمد
بربند لب و تن زن چون غنچه و چون سوسن
رو صبر کن از گفتن چون صبر کلید آمد

اگر مطلب را می پسندید لطفا آنرا به اشتراک بگذارید.

دیدگاهی بنویسید

*

code

0

محصولات فروخته شده پس گرفته می‌شود. رد کردن

[ views id=1″ ]