“بیگانگان در ترن” اثر “هیچکاک”

هوالحق

“بیگانگان در ترن”

اثر

“آلفرد هیچکاک”

Alfred Hitchcock

من آب شدم ، سراب دیدم خود را
دریا گشتم ، حباب دیدم خود را
آگاه شــدم ، غفلت خود را دیدم
بیدار شدم ، بخواب دیدم خود را

تمام کوششم صرف این خواهم شد تا بلکه بتوانیم:
دیدگاه، دریچه، روزن، پنجره و … ای بگشایم.
شما را روی شانه هایم بنشانم و نشانتان دهم ، منظر ویژه ای را. همین.
در پیشگفتار “وجود رابط و مستقبل در فلسفه اسلامی” (دکتر غلامحسین ابراهیمی دینانی) آمده است :
معروف است که از کنفسیوس حکیم نامدار کشور چین پرسیدند، اگر زمام جامعه در دست تو قرار گیرد نخستین گامی که در راه اصلاح آن برمی داری چه خواهد بود؟
فیلسوف چین در پاسخ گفت: “نخستین گامی که در راه اصلاح جامعه برخواهم داشت چیزی جز اصلاح لغات و پیراستن اصطلاحات نخواهد بود. ریشى بسیاری از بدآموزیها و کج اندیشی ها ، در سوء استعمال لغات و در غیر مورد بکار بردن اصطلاحات نهفته است.”
عدالت  ، آزادی ، هستی ، انسان ، جبر ، اختیار ، ایمان و …

سینما چیست ؟

– تصویر.                                – تصویر و صدا .
– تصاویرمتحرک.                       – دیدن و شنیدن.

بله سینما دیدن و شنیدن هم هست.

ولی کامل تر : سینما هم دیدن و شنیدن و هم ندیدن و نشنیدن است.

دیده ها و ندیدها / شنیده ها و ناشنیده ها در سه بخش و مرحله انجام می گیرد:
۱٫ فیلمنامه: صحنه به صحنه.
۲٫ کارگردان: نما به نما.
۳٫ تدوین: فصل به فصل، صحنه به صحنه و نما به نما.

این چیزها را شاید مخاطبان دهه های اولیى سینما متوجه نمی شدند، ولی امروزه آشکار شده و همه به آسانی دریافت می کنند.

توضیح مورد اول  و مقایسه آن با داستان و نمایشنامه.

مورد دوم و شش بخشی را که از تصویر  نمی بینیم:

فصل افتتاحیه بیگانگان در ترن را بیاد آوریم.

گاهی هم با نمایش غیرمستقیم:

نشان ندادن قتل دختر در جزیره، به طور مستقیم. بلکه در لنز عینک می بینیم.

یک نکته:

صرف “دیدن” یا ندیدن” هم هیچ حالت بد یا خوب در ما ایجاد نمی کند.
بلکه زمانی که دیدن یا ندیدن ، مقدمه ای برای درگیری عاطفی ما شد و عامل همدردی ما با اشخاص داستان فیلم شد( یعنی نوعی عمل – درونی یا بیرونی – به وجود آمد.) موفق است .

یک نکته دیگر:

اینهایی که امروزه به عنوان قواعد سینمایی مطرح است، به مرور مشخص شده است.
یعنی ابتدا فیلمسازان در فیلمهایشان آنها را به کار بسته و نشان داده اند و سپس نظریه (تئوری) پردازان از آن فیلمها به عنوان شاهد مثال، یاد می کرده و می کنند.
پس معمولاً ، اول فیلمها ساخته می شوند، بعد قواعد ایجاد می شوند.
زیرا ، این اصول در فیلمها جواب داده و به عنوان قوانین در فیلم های بعد هم جواب خواهند داد.

نکته ای دیگر:

حرف خوب زدن ( ارزش )                       خوب حرف زدن ( روش )

 درباره آلفرد هیچکاک:

“هیچکاک” متولد ۱۸۹۹ لندن.
در سال ۱۹۲۲ فیلم “شمارى ۱۳” را ناتمام رها می کند.
در دهه ۴۰ به آمریکا می رود. “ربه کا: Rebecca” نخستین فیلم آمریکایی هیچکاک.
۱۹۴۸ : اولین فیلم رنگی آلفرد هیچکاک: طناب  (Rope)
در طی نیم قرن فیلم سازی با پنجاه و سه فیلم .
تجربه گری “هیچکاک” و قانع نبودن او به آموخته های خود.
ما نیز باید چنین باشیم . تجربه گر بودن ، به معنای ناشی و ناوارد بودن نیست.
کاوش راجع به زنان در آثار “هیچکاک” از جمله در فیلم “بیگانگان در ترن”.

درباره بیگانگان در ترن :

گروه سازنده: آمریکا ، ۱۹۵۱ ، ۱۰۱ دقیقه
کارگردان : آلفرد هیچکاک Alfred Hitchcock
فیلمنامه : ریموند چندلر ، چنزی اورموند – براساس رمان پاتریشیا های اسمیت
فیلمبردار : رابرت برکز
طراح صحنه : تد هاوارث
موسیقی : دیمیتری تیومکین ، ری هاین دورف
تدوین : ویلیام زیگلر
بازیگران : فارلی گرینجر ، رابرت واکر ، روت رومن ، لیو کارول ، پاتریشتا هیچکاک ، لا را البوت
تهیه کننده : برادران وارنر

خلاصه داستانِ فیلم :

بیگانه ای به نام “برونو” (واکر) در قطاری با “گی” (گرینجر) برخورد می کند و به او پیشنهاد می کند که اگر “گی” پدر وی را بکشد او در عوض همسر “گی” (الیوت) را خواهد کشت و چون آنها نسبت به یکدیگر بیگانه محسوب می شوند از لحاظ پلیس کاملاً مبری خواهند بود.
“گی” مخالفت می کند اما به نظر می رسد که به طور کلی با قضیه موافق است زیرا که می خواهد با آن (رومن) ازدواج کند تا از موقعیت پدرش، سناتور مورتون ( کارول ) ، در زندگی سیاسیش بهره مند شود.
“برونو” نقشه ای را دنبال می کند و در محوطى نمایشگاهی با “میریام” طرح دوستی می ریزد و او را خفه می کند.
“گی” از سویی گرفتار احساس گناه می شود و از سوی دیگر با فشار و اصرار “برونو” برای کشتن پدرش رو به رو می شود. و چون هنوز مقاومت می کند “برونو” در صدد بر می آید که از فندک “گی” استفاده کند و پایش را در قضیى قتل “میریام” به میان بکشد، اما در جریان زد و خوردی روی چرخ فلک کشته می شود.
این فیلم مهیج حاوی بسیاری از تمهای هیچکاک و نحوى خاص ایجاد حالتِ تعلیق و دلهرى اوست و اگر چنین نبود موضوعش پیش پا افتاده به شمار می رفت.
برخی از اثرات تدوین ( برش متقاطع مسابقه ى تنیس و “برونو” با فندک ) و تصاویر عکس گونى آن (قتل “میریام” در عینکی منعکس می شود که یکی از شیشه هایش شکسته است.) شهرت دارد و صحنى پایانی تعقیب و گریز و اوج فیلم از جمله به یاد ماندنی ترین سکانس های هیچکاک است.
“رابرت واکر” در نقش قاتلی نامتــعادل ، به خصوص در صحنه ای که در مهمانی مورتونها دربارى آدمکشی بحث می کند و فنون بی سروصدای خفه کردن را به میان می کشد، بازی به یادماندنی و مضطرب کننده ای اراهـه می دهد.
فرهنگ فیلمهای سینما : ص ۱۴۷ و ۱۴۸

داستان فیلم ” بیگانگان در ترن ” به روایت ژان لوک گودار :

یک قهرمان تنیس جوان و مشهور که عاشق دختر یک سناتور است و می خواهد از زنش طلاق بگیرد، در قطار به مرد بیگانه ای برخورد می کند. این مـرد پیشنهاد می کند او را از شر زنش خلاص کند – زن تنیس باز به طلاق رضایــــت نمی دهد – مشروط بر اینکه قهرمان تنیس هم کلک پدر منفور او را بکند. تنیس باز جوان به محض ترک قطار ، همسفر غریبش را به کلی فراموش می کند. اما این مرد ، با این گمان که پیمانی میان آنها بسته شده ، زن بوالهوس تنیس باز را خفه می کند و پاپیچ تنیس باز می شود که او هم به تعهد خود عمل کند. قهرمان تنیس که حالا آزاد شده اما سخت از آزار و گستاخی مرد بیگانه هراسان است ، بالاخره موفق می شود پلیس را قانع کند که بیگناه است و با دختر محبوبش ازدواج می کند.

هیچکاک همیشه استاد: ص ۳۲۸

اوایل فصل ۱۰ “سینما به روایت هیچکاک” صحبت هایی پیرامون “بیگانگان در ترن” می باشد.

Alfred Hitchcock

Alfred Hitchcock

مباحث خود را راجع به فیلم ” بیگانگان در ترن ” در هفت محور مطرح خواهیم نمود:
۱٫ فیلم نامه : ( داستان گویی ، نحوى روایت . )
۲٫ شخصیت پردازی :
۳٫ صحنه : ( صحنه آرایی ، دکور ، اشیای صحنه . )
۴٫ صدا : ( مکالمه ( گفت وگو ) ، افکت ، موسیقی . )
۵٫ تدوین :
۶٫ فیلمبرداری : ( زوایای دوربین ، نورپردازی . )
۷٫ کارگردانی :
این تقسیمات مجازی است نه حقیقی .
مباحث را طبقه بندی می کنیم تا بهتر بتوانیم راجع به تک تک آنها با هم صحبت کنیم .
و این تفکیک کردن،کمک خواهد نمود، تا که مطلوب تر قابل بیان و درک باشند.
و پرواضح است که سینما ، سینماست.
و در عین حال که سینما کل است ولی در واقع از همین جزییات تشکیل شده است .
اجزایی که به عنوان واحدهایی کنار هم قرار می گیرند و در صورتی که صحیح پهلوی هم چیده شوند ” سینما ” به دست خواهد آمد.

۱٫ فیلم نامه:

داستان گویی ، نحوى روایت .
هیچکاک : “روایت باید محکم ، منطقی و روشن باشد.”
ندیدم که هیچکاک مستقلاً فیلمنامى هیچ فیلم خود را نوشته باشد.
مگر اینکه با دیگری یا دیگران همکاری کرده باشد،
یا طرح اصلی را به فیلمنامه نویسی داده باشد.
فیلمنامه ها از متون نمایشی یا رمان اقتباس شده است .
حتی فیلم نامه هایی که براساس نمایشنامه نگارش یافته، خود نمایش نامه از رمان اقتباس شده است .
سفارشی به دوستان جوان :
فیلمسازی که براساس فیلم نامه ى نوشته شده توسط خود( اوریژینال = غیراقتباسی) فیلم بسازد، آیا امتیاز و قوت کارگردان است؟
کارگردانی که براساس فیلم نامه ى نوشته شده توسط خود، ولی اقتباسی ، فیلم بسازد، چطور ؟
آیا فیلم سازی برحسب فیلم نامه ى نوشته شده توسط دیگری ضعف کارگردان است ؟
چه عیبی دارد، فیلم نامه ى شما را دیگری بسازد؟
مهم اینست که برمبنای فیلم نامه ى شما فیلمی خوب ساخته شود.
هر فیلم درفصل آغازین و فصل پایانی پیوند و ارتباط دارد.
گاهی مکان واحد. گاهی مسئله یواحد.

و در” بیگانگان در ترن”  هر دو مورد را می بینیم.

سادگی و پیچیدگی :

ظاهر داستان فیلم ( سادگی ) . باطن داستان فیلم ( پیچیدگی ) .
لایه لایه بودن “داستان” ،”صحنه” “تصویر” و “صدا “.

اتفاقی:

“تصادف ” در آثار نمایشی مذمت شده است با یک استثنا. و آن در شروع نمایش است. پس از شروع ، یعنی در طول نمایش (داستان فیلم) اتفاقات و ماجراها نباید تصادفی باشند. و مخصوصاً در قسمت پایان نمایش ( داستان فیلم ) نباید تصادفی و اتفاقی تمام شود. بلکه اتمام باید برخاسته از وقایع طول داستان فیلم بیاید.

هنگامی که فندک در جوی (چاله ى فاضلاب) می افتد، چرا ما می ترسیم “برونو” نرسد به پارک بازی ؟  در حالیکه اگر فندک را در محل قتل  بیندازد ، “گای” دچار دردسر خواهد شد.
اطلاعات غلط : وقتی “گای” تلفنی به “برونو” ، راجع به پدر “برونو” می گوید.
“گای” می داند چه تصمیمی دارد و مخاطب گمان می کند که “گای” قصد کشتن پدر “برونو” را دارد.

Sm hichcock.jpg
۲٫ شخصیت پردازی :

شخصیت خاکستری :  نه سیاه ، نه سفید. نه خیرمطلق ، نه شرمطلق .
به سوی سیاهی که می رود، تیره می شود.
به سوی سفیدی که می رود، روشن می شود.
کمک کردن “برونو” به نابینا ، پس از قتل .

معرفی شخصیت :

در فصل افتتاحیه ، در معرفی شخصیت :
معرفی شخصیتها با پاهایشان . در همان اول تعلیق به وجود می آید.
در مجموع صحبتهای در ترن آدمهای دیگر مطرح می شوند.
محل زندگی هرکس می تواند معرف شخصیت او باشد: شلوغ ، مرتب، امروزی یا قدیمی و… و طرز لباس پوشیدن هم همین کار را می کند.
طرز بستی خوردن دختر.
مقدمه سازی در معرفی “برونو” : قدرت نمایی کردن “برونو” در پارک بازی ، که در خدمت معرفی شخصیت و قوی بودن وی دارد.
تلافی – پسربچه تیراندازی می کند. برونو با آتش سیگار بادبادک او را می ترکاند.
برونو در میدان بازی تنیس
۱٫ برونو با ثابت بودن سرش نشان گر این است که با دیگران تفاوت دارد.
۲٫ برونو برای تماشای بازی تنیس نیامده است.
افراد و اشخاص مشغول عمل هستند. در ترن برونو سیگارش را با فندک روشن می کند پهلو دستی می خواهد سیگارش را روشن کند ولی برونو با کبریت روشن می کند.
یکی تنه می زند و فندک از دست برونو می افتد.
در ادارى پلیس به پرفسور سلام می دهد ولی پرفسور جواب نمی دهد.
“برنو”: می خواهی با نامزدت صحبت کنی؟
“گای”: چشم بسته با ۱۵۰ کیلومتر اتومبیل می رانم.
در اتاقک داخل فروشگاه دختر در قدیم هم آمده اینجا.

نقش های غیراصلی:

توجه و کار بر روی شخصیتهای فرعی .
می گویم شخصیت نه تیپ . یعنی افراد دارای هویت منحصر به فرد هستند.
اهمیت به نقشهای کوچک و فرعی به فیلم حیات می دهد.
پدر و مادر “برونو”.
افراد پلیس .
سناتور و دخترش .
رانندگان تاکسی .
استاد دانشگاه.

داوری :

“هیچکاک” آدمهای داستان فیلمش را دوست دارد. یا به عبارتی دیگر از آنها متنفر نیست .
“هیچکاک” در مقام قاضی ، نمی تواند از افراد مجرم متنفر باشد. زیرا در داوری او اثر خواهد گذاشت .
ما نیز از آنان بدمان نمی آید و حتی همدردی می کنیم . یعنی ایجاد همذات پنداری می کنیم .
شاید چون “برونو” ( قاتل ) یک وضعیت عادی ندارد. و او نیز قربانی شرایط است.
نابسامانی شخصیت “برونو” را در خانواده اش می توان ردیابی کرد.

قهرمان – ضدقهرمان:

کشمکش:

کشمکش مبارزى بین دو نیروی مخالف است ، خواه این دو نیرو :
حمله و ضدحمله .                   حمله و مقاومت .

۳٫ صحنه :

صحنه آرایی ، دکور، اشیای صحنه .
قطار .
خیابانها .
میدان تنیس .
قتل در جزیره .
درگیری “گای” و “برونو” در حالیکه بازی دوار می گردد. و زیر سم اسبان .
پسربچه ای می خندد. و دیگری که شاید از ترس می گرید.
برای معرفی مکان در مرکز پلیس : درجه های درجه دار دیده می شود.
لباس سفید “گای” در زمینى روشن . لباس تیرى “برونو” در زمینى تاریک .
لباس تیرى پلیس و لباس روشن گای.
گای می خواهد کاغذ برونو را آتش بزند. کبریت روشن می شود. کات.
پس آرایی، پوشاک  و حتی اشیا و وسایل صحنى این فیلم و فیلمهای دیگر “هیچکاک” ، دارای هویت هستند و شخصیت دارند. در فیلم های “هیچکاک” به وفور می بینیم که جزییات حساب شده است .
فندک .                      عینک .              وسایل بازی .
شب ؛ پارک بازی در شب.
وقتی “گای” می گوید که می خواهد پلیس را خبر کند تصاویر پشت میله ها است. هم گای و هم برنو. (حبس)
دو نفر که با هم مخالفند و در یک تصویر قرار می گیرند، یک مانع (چراغ، میله، یا چیز دیگر) بین آنها واقع می شود.

۴٫ صدا :

مکالمه ( گفت وگو ) ، افکت، موسیقی .
فندک جریان نامزد “گای” را پیش می آورد.
مادر می گوید : ریشت را بتراش .( برای آمد پدر ) “برونو” عصبانی می شود. سپس جریان نقاشی پیش می آید.
موقعی که “گای” با دختر سناتور تلفنی صحبت می کند. سایى ترن و سپس صدای قطار و بعد تصویر قطار که خود همین تصویر ما بین فصل قبل و خانه فصل خانه برونو صحبتهای برون و مادرش
“خسته شدم از بس که به ای شاه نامرد احترام گذاشتم.”
“برونو”: کی هوا تاریک می شه ؟
“بستنی فروش”: چه عجله ای داری ؟
در مهمانی قسمتی از صحبتها شنیده نمی شود. ( تأثیر نشنیدن در مقابل شنیدن)
موسیقی خاصی که موقع قتل شنیده می شود، بعدها در طی فیلم از همین موسیقی به عنوان عاملی ذهنی برای تداعی جنایت استفاده می شود.
از جمله در مهمانی ، که مزید بر موسیقی ، شعلى فندک را نیز در قابهای عینک می بینیم .
در “بیگانگان در ترن” اثر “هیچکاک” زنی در یک پارک تفریحات به قتل می رسد در حالی که موسیقی خاص “چرخ فلک” واضح ومشخص در زمینى صوتی شنیده می شود. بعدها درطی فیلم ، “هیچکاک” از همین موسیقی به عنوان عاملی ذهنی برای تداعی جنایت استفاده می کند.
هنر سینما : ص ۱۹۹
ظهور فیلم ناطق باعث شد که تصویر آزاد شود یعنی دیگر لازم نبود مثل فیلمِ صامت موسیقی، افکت و کلام را در تصویر نشان داد.

۵٫ تدوین :

“هیچکاک” نه این فیلم ( بیگانگان در ترن ) را، بلکه هیچ فیلم دیگرش ،که در مقام کارگردان بوده ، را تدوین نکرده است .
هیچکاک با گراهام کاتز به عنوانهای مثل : دستیارکارگردان و نویسندى فیلمنامه ، طراح دکور، متصدی تدوین ، همکاری داشته است .
قبض و بسط زمان در آثار هیچکاک .
استفاده از بالاتر و یا پایین تر از ۲۴ فریم در ثانیه ، به عنوان یک تمهید.
صحنه های بازی تنیس و رفتن قاتل به شهربازی .
بسط زمان ___________ قبض زمان ________________عادی
نظر هیچکاک دربارى تدوینگرانش .

۶٫ فیلمبرداری :

زوایای دوربین ، نورپردازی .
نور تنها به روشن کردن صحنه نمی پردازد. بلکه وظیفه وکاری اساسی تر  را  انجام می دهد. یعنی در واقع نور نقش دراماتیک برعهده می گیرد.
استفاده از نور ( نورکم – تاریکی ) در صحنه و تصویر.
جلوی در خانى سناتور وقتی “گای” می آید، سایه روی در است 🙁 نشان از تشویش “گای” دارد.)
نور چراغ قوه بر صفحى نقشه.
پارک تفریحات ؛ نور از چهرى برونو کنار می رود و مأمور پارک تفریحات او را می بیند.
رنگ پای اسبها در چرخ و فلک.
زوایه کج : گویی شخصیت در حال افتادن است .

۷٫ کارگردانی :

“هیچکاک”: به جای گفتن . نشان بده .
“هیچکاک” به این نظریى خود، در فیلمهایش وفادار بود.
داستان فیلم ظاهری ساده دارد و پیش پا افتاده جلوه می کند. آنچه آثار هیچکاک را ماندنی کرده ، نحوى روایت سینمایی آن داستان ظاهراً معمولی است. که یکی از ارکان سینمایی کردن، استفاده از میزانسن است.
اگر بخواهیم وظایف کارگردان را برشماریم ، مهمترین آنها یکی دکوپاز (تقطیع نماها) و دیگری میزانسن (آرایش و آراستن در صحنه) است.
پس یادمان باشد: کارگردانی بیش از هر چیز ، یعنی “دکوپاژ” و “میزانسن”.
میزانس در خانى سناتور.
بی آنکه کل یک مجموعه نشان داده شود[ مثل مهمانی ] وضعیت القا می شود.
شگرد مهم هیچکاک در کارگردانی ، مضاعف کردن اهمیت صحنه ای است، با نشان ندادن آن .
هیچکاک در قاب : ص
تمهیدات سینمایی و نمایشی در آثار هیچکاک :
شیر در لیوان ، در فیلم
چرخ فلک ، در فیلم “بیگانگان در ترن”
طنز : در میدان تنیس تماشاچیان سرشان را به چپ و راست می گردانند.
پیرمردی که برای نگاه داشتن چرخ و فلک می رود.
کنتراست : در حالیکه “برونو” به “گای” نگاه می کند.
“راز ” و “دلهره “
دلهره نتیجه حادثه سازی نیست، نتیجى معنای زندگی ماست، که ناگهان در می یابیم چقدر سست ، شکستنی ، میرنده ، گذر است، و به کوچکترین تلنگری متلاشی شدنی است .
ترس از ناشناخته است . از جهل است .
دلهره در آثار هیچکاک در گوهر خود از این جنس است .
… توجیه پذیر بودن و سندیت داشتن صرفاً در مورد فیلم مستند می تواند مصداق پیدا کند. در زمینى “راز” و “دلهره” وجود عنصر تمسخر اجتناب ناپذیرست.
سینما به روایت هیچکاک : ص ۱۶۶
در یک تعریف ، سینما یعنی جزییات .
هیچکاک همیشه استاد
سینما به روایت هیچکاک
هیچکاک در قاب
ما را به سفر میبرد. – ریلهای ترن.
زمینه چینی
راکب پیاده می شود.
مکالمات گاهی جهت تعیین می کند.
گای از مک گپ تلفنی صحبت
پس از مهمانی گای به برونو مشت می زند و سپس لباسش را مرتب می کند.
سگ صدا تولید می کند و گیرنده نیست.

۱۳۷۶/۰۶/۲۱

سینما هویزه – مشهد

اگر مطلب را می پسندید لطفا آنرا به اشتراک بگذارید.

مطالب مرتبط

دیدگاهی بنویسید

*

code

0

محصولات فروخته شده پس گرفته می‌شود. رد کردن

[ views id=1″ ]